اخبار

وارستگی

وارستگی

وارستگی

وارستگی، بریدن از اشیا نیست، بلکه بریدن از افکار است

وارستگی، به امور بیرونی تعلق نمی گیرد،
بلکه به امور درونی تعلق می گیرد

وارستگی، ارتباطی به دنیا ندارد، بلکه به خویشتن مربوط است

روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او بر روی تشکی مخملین، در میان چادری زیبا که طناب ها یش به گل میخ های طلایی گره خورده اند، نشسته است.
گدا وقتی اینها را دید، فریاد کشید: این چه وضعی است؟
درویش محترم، من تعریف های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده ام.
اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما کاملاً سر خورده شدم.

درویش خنده ای کرد و گفت: من آماده ام تا تمامی اینها را ترک کنم و با تو همراه شوم .
با گفتن این حرف درویش بلند شد وبه دنبال گدا به را افتاد، او حتی درنگ هم نکرد تا دمپایی هایش رابه پا کند!

بعد از مدت کوتاهی گدا اظهار ناراحتی کرد.
او گفت: من کاسه گداییم را در چادر تو جا گذاشته ام.
من بدون کاسه گدایی چه کنم؟
لطفاً کمی صبر کن تا من بروم و آن را بیاورم.

صوفی خندید و گفت:
دوست من، گل میخ های طلایی چادر من در زمین فرو رفته اند، نه در دل من
اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب می کند!

در دنیا بودن وابستگی نیست. وابستگی، حضور دنیا در ذهن است
و وقتی که دنیا در ذهن ناپدید میشود ، این را وارستگی می گویند

« اشو »

دوستدار سلامتی شما

دکتر مهدی فهیمی

نوشته های مرتبط