نقدی بر سدسازی

سلام و درود
یادداشت روز پزشک
آری :
امروز مردم پاسخ خطای چه تفکری را پرداخت میکنند ؟
امروز جمعه نوزدهم آذر ماه نود وپنج و قرار یک روز پر برف و باران را داشتیم ، ولی چشم خیلی از مردم ‌برفی را ندید !!!!
چرا ؟
سالها قبل گروهی از دانشمندان بدون اندیشه تصمیم گرفتند آب را به روی زمین ببندند و به فکر ساختن و راه انداختن پروژه
سد سازی افتادند .
بله …تصمیم گرفتند که آب را به روی زمین و در هر نقطه ای که خواستند مسدود کنند و نام آن شد؛
« سد »
و سند افتخار خیلی از دانشمندان بدون اندیشه که امروز زمین ما را به نابودی کشاندند .
وحال آسمان راه آب را به روی ما بسته است و این خشم طبیعتی است که قدرت مطلق است و کسی توانایی ایستادن در مقابل او را ندارد .
امروز طغیان صبر طبیعت در کشورمان به اوج خود رسیده است.
حتما مردم این سر زمین در بین خود انسانهای گستاخ زیادی داشته اند که اینچنین سیلی طبیعت را میخورند .
اینجانب پزشک هستم و در عالم تصور فکر میکنم اگر گردن بخواهد راه خون به دست را سد کند و ببندد ، چون بالا دست است ، میتواند این کار را بکند … وای بحال دست خواهد شد و یقینا دست بجز کبودی و بعد تیرگی و سیاه و خشک شدن راهی ندارد و یقینا از بین خواهد رفت و این نتیجه گستاخی و تصمیم نابجای گردن هست.
حالا دست خشک شد، ولی روزی خواهد رسید که طنابی سراغ گردن خواهد آمد ، ولی خود خواهی گردن در خشک کردن دست ، راهی بجز نابودی گردن و تمامی سلولهای بدن را باقی نگذاشته است و بدن باید تسلیم طناب شود .
حالا چنین شده است
تمام تالابها با سد های نابخردانه خشک شد .
سطح تبخیر آب سدها بالا رفت .
بیابانها فراوان شد .
باغات در حال خشک شدن هستند .
وحالا آسمان هم راه آب را به سرزمین ما سد کرد .
بیایید سدها را باز کنید.
آقای وزیر نیرو با شما هستم …
جرأت یک وزیر را در قامت خود ظاهر کن …
سدهای بیش از حدی که بدون اندیشه ساخته شده اند را باز کن.. شاید دعای گیاهان و باغات پایین سدها ، راه آب از آسمان را باز کند.
آقای وزیر نیرو یا آقایان صاحب قدرت ، شما همچون گردنی نباشید که راه خون را به دست بسته است
قبل از خشک شدن این دست تصمیم بگیرید ….
استاد کردوانی از تذکر به شما خسته و ناامید شد ..‌. خودتان به خود بیایید …
با تفکر انسانهای کوته فکر ایرانمان از تشنگی دست وپا میزند
بخدا راه برای نجات این کشور با اندکی فهم صحیح وجود دارد .
کسانیکه ناحیه مرکزی ایران را با ساختن سد پانزده خرداد به بیابانی سوخته تبدیل کردند ، هنوز راه دارند …
وصدها مثال دیگر
نتیجه :
ما مردم خسارت کم فهمی چه کسانی را باید پرداخت کنیم که امروز ایرانمان را با تخریب طبیعت چنین کردند و قصد انصراف از تفکر مسموم خود را هم ندارند .
فریاد زمین تشنه این کشور را بشنوید … آقایان دانشمند بدون اندیشه
فریاد گریه باغبان را در خشک شدن درختانش بشنوید …
اینها لحظه دست و پا زدن قبل از جان کندن زمین است …‌ به فریاد زمین برسیم
زمین مادریست که مارا در آغوش خود گرفته و به ما پناه داده ، به چه گناهی زمین را میسوزانیم…
وحالا راهی بجز باز کردن سدهای اضافی به روی زمین نخواهیم داشت ..
اندوختن آب در حد نیاز فقط در ایران آب انبارهای کوچک منطقه ای است
بیایید آب انبارها را احیا کنیم ..
آقایان وزراء
با اندکی هزینه برای روستاها آب انبار بسازید .
سدها را رها کنید
درختان هم خشک نخواهند شد
تالابها احیا خواهند شد
آسمان هم راه آب به زمین را باز خواهد کرد
و زندگی دوباره به زیبایی خود باز خواهد گشت…
و اشتباه سد سازی بجای آب انبار را اکنون با تراریخته دوباره شروع نکنید .
محصولات اصیل و ژنهای مرغوب گیاهان ایرانی را با تراریخته جابجا نکنید …
ای وطن فروشان نادان
یا ای دانایان خائن
مردم این سر زمین خطاها را میبینند ، اما ژن نجابت در این سر زمین هنوز حکومت میکند !!!!
این یادداشت با عرض ادب و احترام به تمامی مهندسین و کارشناسانی نوشته شده که در سطح کارشناسی شده ، اقدام به حفظ و تقویت منابع آبخیزداری کشور مشغول فعالیت بوده و هستند .

دوستدار همیشگی سلامت شما
دکتر مهدی فهیمی

نویسنده مطلب: دکتر مهدی فهیمی