دکتر مهدی فهیمی در مصاحبه اختصاصی با روزنامه جمهوری اسلامی

دکتر مهدی فهیمی رئیس انستیو بین‌المللی طب سنتی و اسلامی ایرانیان ماد، عضو انجمن علمی طب سنتی ایران و محقق، پژوهشگر و مدرس طبس سنتی ایرانی و طب اسلامی است. 
این مصاحبه به مناسبت ارجاع پرونده طب سنتی ایران به یونسکو انجام شده است. 
* آقای دکتر، ابتدا خلاصه‌ای در باره طب سنتی ارائه بدهید تا وارد سوالات بعدی بشویم 
– ما در بحث طب ایرانی زیرشاخه‌های متفاوتی را داریم. طب ایرانی اجزاء زیادی دارد و اگر بخواهیم تعریف کنیم طب ایرانی را از نظر سازمانی حداقل پنج وزارتخانه و هفت سازمان بایستی دست به دست هم بدهند تا طب ایرانی بتواند نقش خودش را ایفاد کند. ما یک موسسه خصوصی هستیم که در تلاش هستیم برای جمع‌بندی اجزاء طب ایرانی آنها را بتوانیم کنار هم جمع کنیم و در قالب ارائه خدمات طب سنتی و اسلامی این کا را انجام بدهیم. ما فعالیتمان را از سال ۱۳۸۵ به صورت مؤسسه شروع کردیم. من از سال ۱۳۷۱ علاقه‌مند به بحث طب ایرانی و اسلامی شدم. آن زمان دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی بودم. همزمان با گذراندن دوره پزشکی نوین، به صورت مطالعه آزاد شروع کردم به تحقیق و پژوهش در طب سنتی و اسلامی و اولین مطب‌هایی که در ایران راه افتاد، مطب‌هایی بود که به اتفاق بنده و دوستان در همان قالب طب سنتی فعالیت خود را شروع کرد و امروز به لطف خدا ما می‌بینیم که گرایش مردم به اوج خودش رسیده، اما ارائه خدمات طب سنتی و اسلامی توسط دولتمردان ساماندهی نشده و این خلاء بایستی با به میدان آمدن پزشکان و کمک دولت جهت اینکه خواسته مردم برآورده شود پر بشود. 
* قبل از اینکه خدمت شما برای مصاحبه برسیم، با یکی از پزشکان فوق‌تخصص غدد و دیابت و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران مشورت کردم و گفتم که می‌خواهم با یکی از پزشکان طب سنتی مصاحبه کنم، به نظر شما چه سوال یا سوالاتی از ایشان بپرسیم؟ آقای دکتر به من پیشنهاد داد و گفت: اولین سوالی که از ایشان می‌کنید بپرس که طب سنتی برای آپاندیس چه راه حلی دارد؟ چه می‌تواند بکند؟ 
– نگاه ما به طب سنتی این نیست که ما مدعی باشیم تمامی امراضی که برای نوع بشر حادث می‌شود را طب سنتی می‌تواند جواب بدهد. اما من این را می‌خواهم از همین دوست بزرگوار بپرسم اینها با تمام تحصیلاتی که داشته‌اند و شرکتهای داروسازی که همگی با تمام قدرت علیه دیابت برخاسته‌اند، برای دیابت چه کرده‌اند؟ چه کار توانستند برای کنترل دیابت در کشور بکنند. آیا این نقص است؟ آیا این نقص جامعه پزشکی مدرن است که نتوانسته دیابت را در کشور کنترل کند؟ 
* این آقایان و خانمهای پزشکان ممکن است بگویند مردم ایران در خوردن شیرینی‌های مضر و نوشابه‌های پر از قند مصنوعی و سایر غذاهای غیربهداشتی افراط می‌کنند، کم تحرک هم هستند و با اتومبیل همه کارهایشان را انجام می‌دهند، دشمن پیاده‌روی هستند. این مشکل مردم ایران است نه پزشکی مدرن… 
– به هر حال این مشکل پابرجاست. اما ما مدعی هستیم که فیزیوپاتولوژی دیابت از نظر طب سنتی تعریف شده است و دیابت در زمانی که بدن سرد می‌شود اتفاق می‌افتد و همین‌طور در زمانی که کبد گرم می‌شود. گیاهان بسیاری را در خلقت خداوندی داریم که می‌تواند قند خون را تنظیم کند و گیاهان زیادی داریم که می‌توانند ترشح انسولین در بدن را بالا ببرند. این مقدمه را آوردم تا بگویم نه طب کلاسیک (۱۰۰) است و نه طب سنتی. ما در مملکت بحث‌مان بر سر این است که مردم ما دچار یک سری عوارض و بیماریهایی می‌شوند و بایستی حق انتخاب برایشان باشد. خیلی وقت‌ها مثل‌آپاندیس بخشهای جراحی به کمک مردم می‌آید، اما در بخش بیماریهای مزمن طب سنتی به کمک مردم می‌آید. مثلا در مورد بیماری “آرتروز” یا دردهای مفصلی طب سنتی خیلی گزینه‌های مناسبی را دارد. در صورتی که طب کلاسیک آخرین فاز و آخرین هنرش برای درمان آرتروزها و دردهای مفاصل این است که “پروتز” بگذارد. ما فازهای بازتوانی را در تمام بیماریها در طب سنتی به تمام معنا داریم. بخصوص برای بیماریهای داخلی و غدد. و مشکلات عدیده‌ای که مردم در بعد بیماریهای روح و روان دارند، طب سنتی کمکهای بسیاری می‌تواند بکند. نسخه‌های شفابخش بسیاری داریم. این نیست که اگر امروز طب سنتی برای آپاندیس راه‌حلی ندارد، این نقص طب سنتی باشد. این خیانتی بوده که دولتمردان پذیرفتند که به مملکت بشود در ۱۵۰ یا ۲۰۰ سال قبل. آنجایی که تمامی فعالیتهای طب سنتی در کشور محدود شد و قرار بر این شد حکیمان ما ممنوع‌الفعالیت بشوند و فقط کسانی که دیپلم طب از فرانسه گرفته‌اند بیایند و بحث بهداشت و درمان را راه‌اندازی کنند. اما یک سوال می‌کنم از دوستان بزرگوار. ذکریای رازی یک جراح بوده و الکل را کشف کرده است. تمام دنیا اعتراف دارند. ذکریای رازی جراحی چشم انجام می‌داد و چون مجبور بود وسایلش را استریل کند تا عفونت در چشم اتفاق نیفتد مجبور به اختراح الکل شد. ما ابزار جراحی‌مان را در طب سنتی نابود کرده‌اند. ما در شهر سوخته که ۳۷۰۰ سال قبل باستان‌شناسان تخمین زده‌اند، پروتز چشم پیدا کرده‌ایم. جوانی که کور شده بود، داخل چشمش پروتز گذاشته‌اند در حدود بین ۳ تا ۴ هزار سال قبل “کرایوتومی” در ایران انجام شده است و کسی که فشار مغزی‌اش بالا بوده، بخشی از جمجمه‌اش را برداشته‌اند و جراحی پیشرفته مغز انجام داده‌اند. لازم نیست خیلی به دور دست‌ها برویم. در انتهای همین خیابان امیرآباد تهران ما موزه پزشکی را داریم. هر اندیشمند و دانشمندی می‌تواند آنجا برود و ابزار جراحی طب ایرانی را در آن موزه ببیند. اما آیا ما بیمارستان در طب سنتی داریم؟ خیر! یکی از معضلات ما این است که طب سنتی بایستی حقانیت خودش را در مقابل مافیای طب نوین ثابت بکند و مافیای طب نوین هیچ امتیازی برای این رشته قائل نمی‌شود. و یقیناً این مافیا، مافیایی است که در بحث تجارت ابزار و وسائل پزشکی و در بحث تجارت و واردات دارو و… فعال است. و تمام تلاش خود را معطوف به سرکوب طب سنتی کرده و می‌کنند. 
* ریشه اصلی اختلاف پزشکان هوادار طب نوین و پزشکان هوادار طب سنتی چیست؟ 
– اگر به بحث محتوایی بپردازیم بین این دو دسته هیچ اختلافی وجود ندارد. یک سری داشته‌هایی را که براساس آزمون و خطا طب کلاسیک به دست آورده، ما در خدمت مردم قرار می‌دهیم. یک سری یافته‌هایی که براساس طب اخلاطی و مزاج‌شناسی است و هزاران سال جامعه بشری از آن سود برده، آن را هم در طب سنتی در اختیار مردم باید قرار بدهیم به نظر من اینها دو بال پرواز برای خدمت‌دادن به مردم هستند. مگر اینکه کسی با خصومت بخواهد به موضوع نگاه بکند. اما در قالب این حرفهای علمی، بنده پزشکی هستم که در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی درس خوانده‌ام و دکتر‌ایم را گرفته‌ام، اما در طول ماه شاید کمتر از یک قلم آنتی‌بیوتیک برای بیماران نسخه بنویسم، شاید کمتر از ۵ درصد بیمارانم را داروهای شیمیایی بدهم و ۹۵ درصد مراجعین به مطب من توسط داروهای گیاهی دارند معالجه می‌شوند. این شیوه نسخه‌نوشتن من تقابل با طب کلاسیک نیست بلکه برای حل مشکلات مردم، من آمده‌ام از طب سنتی فرمول پیدا کرده‌ام و از این طریق با عوارض کمتر و شیوه سهل‌الوصول‌تر و باتوجه به استراتژیی که الان مملکت من باید داشته باشد و واردات باید کمتر شود و نیاز به غربی‌ها باید کمتر شود، کار می‌کنم. 
ما می‌بینیم که تمام اجزاء برای خدمت‌رسانی پزشکی در کشور خودمان ایران وجود دارد. ما از ابزار و وسائل طب کلاسیک بهره‌ می‌گیریم و در جایی هم که مجبور باشیم یقیناً از داروهای شیمیایی کمک می‌گیریم، اما تمام تلاشمان این است که گرایش به سمت سلامت را در مردم زیاد کنیم و آن سیستم “درمان محور” در طب کلاسیک را بیاوریم به سمت سیستم “سلامت‌محور” در طب سنتی. این یک مبارزه بزرگ است. مدل نگاه ما در طب سنتی “سلامت‌محور” است، اما در طب کلاسیک “درمان محور” است. “درمان محور” ]سیستم درمان‌محور[ وابستگی شدید به بیگانگان بخصوص در زمینه دارو به وجود می‌آورد، هزینه‌های سرسام‌آور را به مردم و دولت و بودجه عمومی کشور وارد می‌کند. در طب سنتی معمولاً علت‌شناسی می‌شود. یک حکیم نیاز به شرح حال مفصل و معاینه مفصل دارد. در طب سنتی بخش پاراکلینیک بخش کوچک است، بخش کلینیک و شرح حال بخش مفصلی است. بر عکس در طب کلاسیک مطب و کلینیک بخش بسیار بسیار کوچکی است، اما برای پاراکلینیک بخش‌های زیادی تعریف شده است. نکته جالب اینجاست که تمامی ابزار مورد نیاز در پاراکلینیک به نحو مستقیم یا غیرمستقیم وابستگی به خارج از کشور دارد و یک تجارت در درمان را می‌بینیم که اتفاق می‌افتد. 
* وضعیت طب سنتی در سایر کشورهای جهان چگونه است؟ آیا در سایر کشورها هم بین طب کلاسیک و طب سنتی چالش وجود دارد؟ 
– امروزه دنیا به سمت استفاده از علوم طب سنتی پیش می‌رود. در بخش گیاهان دارویی آماری که منتشر شده در کشور کانادا ۹۰ درصد مردم دارند از داروهای گیاهی استفاده می‌کنند. در آمریکا ۸۵ درصد. 
* آمار ایران چطور… 
– در ایران مردم درخواست بالا دارند. یک سنجش افکاری مرکز پژوهشهای مجلس انجام داده است. مردم درخواست دارند، اما مرکز یا مراکز طب سنتی نداریم. برعکس مراکزی که برای طب کلاسیک برای دسترس مردم هست بسیار زیاد است. اما مردم علاقه زیادی برای مراجعه به این مراکز ندارند. 
* در فصلی از سال قرار داریم که بیماریهای سینوزیتی و سرماخوردگی و… فراوان است. طب سنتی برای این بیماریها چه می‌تواند بکند و تفاوت آن با درمانهای طب کلاسیک چیست؟ 
– سینوزیت یک نوع از عوارض سرماخوردگی است، اتفاقی که حادث می‌شود معمولاً به علت برخورد سرما با بدن، حرارت سطحی در بدن کم می‌شود و به خاطر اینکه در فصول سرد و یا در مواجهه با سرما بدن تمایل دارد که گرمی خودش را در نقطه مرکزی متمرکز کند، کبد گرم می‌شود و سطح بدن سرد می‌شود. وقتی این اتفاق می‌افتد، حرارت خون بالا می‌رود و در نقاطی مثل پولیپ‌های بینی که مجرای سینوسها به آنجا باز می‌شود احتقان ایجاد می‌شود، وقتی احتقان ایجاد شد، ترشحات سینوس‌ها تخلیه نمی‌شود و بعد ما دچار حالت سینوزیت می‌شویم. اعتقاد طب کلاسیک به این هست که ما باید خلط‌آور بدهیم، بازکننده مجاری بدهیم، آنتی‌بیوتیک بدهیم تا آن ترشحات عفونی نشود. اما وقتی ما می‌آئیم در طب سنتی برای همین سرماخوردگی می‌گوئیم چون بدن با سرما مواجه شده و دچار سردی شده است، بهتر است که سطح بدن را گرم کنیم، پس ماساژ با روغن‌های گرم یا اسانس‌هایی مثل اسانس نعناع و پونه که می‌توانند در سطح بدن حرارت تولید کنند را توصیه می‌کنیم. در شقیقه‌ها و پشت گردن ماساژ می‌دهیم و یا بوخور و بوئیدن را توصیه می‌کنیم و به هیچ عنوان از داروهای شیمیایی استفاده نمی‌کنیم. یک نمونه “نپرودردین” هست که بازکننده مجاری بینی است و متاسفانه پزشکان طب کلاسیک به بیماران می‌دهند و عوارض به شدت وحشتناکی دارد. بعلاوه اینکه بعضی از گیاهانی که ما در مورد سینوزیت کاربردش را می‌بینیم و تحقیقات آن هم در دانشگاه پزشکی مازندران با موفقیت انجام شده است، استفاده از گیاه مرزنجوش است. مرزنجوش یک آنتی‌بیوتیک کامل است، هم یک رقیق‌کننده خلط است و هم ریه‌ها و مجاری‌اش را باز می‌کند. وقتی ما به سراغ این گیاهان می‌رویم، می‌بینیم که همگی آنها می‌توانند خدمات کامل پزشکی به ما ارائه دهند. استفاده از آویشن به عنوان یک درمان کامل در سرماخوردگی است. گیاه چهارتخمه یاچهارگل نیز در درمان سرماخوردگی موثر است. 
* حالا بحث گیاهان پیش آمد. یک سئوالی رامطرح کنم. مخالفان شما می‌گویند تجویز گیاهانی مثل مرزنجوش، آویش، چهارتخمه یا چهارگل برای بیماران مایه دردسر است. معلوم نیست این گیاهان باعث فشار خون یا افت فشار می‌شوند. معلوم نیست قند را پایین می‌آورد یا بالا می‌برد. و… پاسخ شماچیست؟ 

– مگر آتروواستاتین راکه اول واردکردند می‌دانستند چه ثمرات یا مضراتی دارد؟ تحقیقات کردند، هزینه کردند، ما درکشورمان می‌بینیم که بودجه وزارت بهداشت صرف تحقیقات اثر آتروواستاتین بر چربی‌های خون می‌شود. یک کمپانی غربی می‌خواهد دارویش را بفروشد، ایران می‌آید بودجه می‌گذارد تاثمرات این دارو رابه مردمش گوشزد کند. اماهمین وزارت بهداشت حاضر نیست برای ثمرات گیاهانی مثل مرزبخوش و آویشن و… هزینه کند. ما در طب سنتی باهزینه‌های بسیارکمتری می‌توانیم درباره ثمرات گیاهان دارویی کارکنیم. بسیاری ازکمپانی‌های خصوصی ایرانی آمده‌اند و راسا این تحقیقات را انجام داده‌اند و الان به نتیجه رسیده‌اند. در ایران دولت هیچ هزینه‌ای برای طب سنتی نکرده و نمی‌کند. 
* اینکه دولت ایران مصمم به حمایت از طب سنتی و گیاهان دارویی نیست، چه ربطی به بیمار دارد؟ بیماران تکلیفشان چه می‌شود؟ 
– غربی‌‌ها آمدند یک دارویی درست کردند به نام “تالی دومید”. تالی دومید را یک وقتی به بیماران مخصوص (زنان حامله) می‌دادند و می‌گفتند هیچ ایراد و عوارضی ندارد تااینکه یک‌باره در افرادی که تالی دومید مصرف کرده بودند نقص عضو‌های مادرزادی به شدت زیاد شد. افرادی که دست نداشتند به دنیا آمدند، پا نداشتند به دنیا آمدند. وقتی دیدند که این عارضه در جامعه اروپا به شدت زیاد شد، بررسی کردند دیدند تالی دومید می‌تواند باعث نقص عضو مادرزادی شود. اسم این گروه را گذاشتند “نسل تالی دومیدی”. یعنی نسلی که عوارض تالی دومیدی را برداشته است. یقینا عوارض داروهای گیاهی و.. خیلی کمتر ازداروهای شیمیایی است و صد البته برای تحقیقات و پژوهش‌ها باید دولت کمک کند. دولت‌های اروپایی برای کشف عوارض تالی دومید بسیج شدند. بودجه ریختند، هزینه کردند، یک نفر پزشک که نمی‌تواند برای یک جامعه ۷۰ میلیونی هزینه تحقیقات و پژوهش بدهد. وظیفه دولت است که این کارها رابکند. اروپایی‌ها برری و پژوهش می‌کنند. ما نمی‌خواهیم برای طب سنتی هزینه کنیم. 
* یکی دیگر از مواردی که مخالفان شما مطرح می‌کنند بحث اخباری‌گری در طب سنتی و اسلامی است. آنها معتقدند که برخی از پزشکان طب سنتی پیرو شیوه اخباریون در مذهب هستند. استدلال آنها این است که پزشکان طب سنتی در برخی از موارد به احادث غیر مستند و حتی جعلی استناد می‌کنند و آنهارا منبع و منشاء استفاده از برخی خوراکی‌ها و گیاهان قرار می‌دهند. 
– اگر به عنوان طب اسلامی اشاره دارید، بنده هیچ تاکیدی ندارم که مااز عنوان طب اسلامی استفاده کنیم. وقتی بنده می‌آیم برخی بایدها و نبایدهای قرآنی و اسلامی رارعایت می‌کنم عملا دارم از طب اسلامی بهره می‌برم. در کشورهای منطقه به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، چون تاریخ طب ندارند و اساسا تاریخی و قدمتی ندارند، اینها آمده‌اند متوسل شده‌اند به اینکه مراکز و بیمارستان‌های طب اسلامی راه انداخته‌اند. شمااگر تشریف ببرید مدینه، مراکز خیلی بزرگی را مشاهده می‌کنید که به عنوان طب اسلامی راه انداخته‌اند. ما هم در ایران به خاطر اینکه از این قافله عقب نمانیم اصرار دارند که در کنار طب سنتی حتما عنوان اسلامی هم بیاید. 
مسئله بعدی اینکه اگر ما را متهم به استفاده از احادیث جعلی می‌کنند، ما می‌گوئیم آنها چرا به کتب جعلی غربی‌ها استناد و مراجعه می‌کنند. مگر رساله طب سنتی ما قانون ابوعلی سینا نیست. چرا قانون بوعلی سینا دزدیده شد و در غرب به اسم هریسون منتشر شد. آقای هریسون آمد کتاب قانون بوعلی سینا را برداشت ترجمه کرد و یادش رفت که بنویسد ترجمه از ابوعلی سینا. 
حالا پزشکان ما کتاب جعلی هریسون را به زبان انگلیسی می‌خوانند، درحالی که اصل کتاب متعلق به ابوعلی سینا است. و بدتر از همه همین هریسون و گروه وابسته به او آمدند هزاران داروی کشنده شیمیایی را وارد بخشهای این کتاب کردند. البته ما دنبال دعوا نباید بگردیم. ماایرانی هستیم. در بین کشورهای دارای تمدن ما جزو سه کشور اول در دنیا هستیم. ایران،مصر و چین و هند که درکنار هم بودند. وقتی ما بین سه کشور اول دنیا و در بین دارندگان تمدن در طب هستیم، چرا دعوا کنیم. کسی که باطب سنتی مخالفتی می‌کند مخالفت با تمدن و تاریخ میهن خود می‌کند. همین اخیرا مصاحبه‌ای از پروفسور سمیعی در آلمان پخش شد. ایشان در آن مصاحبه می‌گفتند که من سی سال است که ناهار نمی‌خورم. آموز‌ه‌های طب سنتی وعده ناهار را قبول ندارد. پرفسور سمیعی هم روش طب سنتی را انتخاب کرده است. پروفسور سمیعی در این مصاحبه تاکید می‌کند که هم نماز می‌خوانم و هم به آداب اسلامی در این کشور مقید هستم و هم به طب اسلامی و سنتی پای‌بند هستم. 
*درباره این نکته که آقای دکتر سمیعی گفته‌اند ناهار نمی‌خورند، بیشتر توضیح دهید. 
– در طب سنتی عمده غذای ما باید در وعده صبح و عشا باشد. ما در طب سنتی وعده‌ای به نام وعده ناهار نداریم. در لغت‌نامه دهخدا هم ناهار به معنای وقت نخوردن، وقت استراحت کردن، وقت صفرابری است. یعنی وقت این است که حرارت بدن را بیاوریم پایین. در صبح حرارت بدن انسان پائین است. باید خوب غذا خورد. ما ایرانیها در وعده صبح غذاهای شیرین می‌خوریم که این یک سنت کاملاً علمی و منطقی است. در وعده ناهار حرارت خلقت بالاست، چون خورشید نزدیکترین وضعیت را به زمین دارد. نیاز به خوردن زیاد نداریم، اگر پرخوری کنیم حرارت بدنمان بالا می‌رود، کبد به هم می‌ریزد. وقت غروب و وقت عشا بهترین وقت غذا است. چون هم انرژی از دست داده روز را به دست می‌آوریم و هم انرژی لازم را برای مبارزه با سردی شب ذخیره می‌کنیم. بنابراین ملاحظه می‌کنید که در طب اسلامی و سنتی عمده غذا باید در صبح و عشا باشد و چیزی به نام ناهار تعریف نشده است. ما ایرانیها خسارت سنگینی را بابت خوردن ناهار پرداخت می‌کنیم. این ضرب‌المثل هم که می‌گوید شام را با دشمنت بخور، دست کاری شده و غلط مصطلح گردیده است. شام باید خورده شود و مثل صبحانه باید کامل باشد، منتهی در اول شب. نخوردن شام باعث تحلیل قوای عضلانی می‌شود. در طب سنتی ما دووعده غذا داریم: چاشت و شام و یک وعده غذایی هم تحت عنوان “غلیان ضغف” داریم. بهترین فرمول برای اینکه قند خون افراد بالا نرود همین است. 
*یکی دیگر از انتقاداتی که به طب سنتی می‌شود دستوراتی است که درباره گوشتخواری می‌دهید. مخالفان شما معتقدند که در طب سنتی گوشتخواری به طور افراطی مورد توجه قرار می‌گیرد. بخصوص کسانی که گرایش به گیاه‌خواری دارند، افراط در گوشتخواری را از سوی طب سنتی محکوم می‌کنند. 
– بنده اعتقادی به افراط در گوشتخواری ندارم. با پرخوری گوشت مخالفم و باید در این زمینه اعتدال را رعایت کنیم. البته هضم و جذب گیاه بسیار سریعتر در بدن انجام می‌شود. و همین‌طور محصولات گیاهی. اعتقاد ما بر این است که اولویت ما در تهیه غذا بیشتر گیاه و کمتر گوشت باشد. 
* یکی دیگر از مواردی که مخالفان شما مطرح می‌کنند بحث آسپرین‌هاهست. آنها معتقدند که در زندگی امروز صنعتی و مشکلات ناشی از آن، این آسپرین‌ها هستند که به داد بشر برای جلوگیری از سکته‌های مغزی و قلبی شتافته و جلوی لخته شدن خون و غلیظ شدن آن را می‌گیرد. آنها می‌گویند طب سنتی چه معادل و جایگزینی برای آسپرین‌ها دارد؟ 
– استفاده از میوه انار، سماق، زغال اخته و مشتقات اینها کاملاً می‌تواند نقش آسپرین‌ها را ایفا کند. ممکن است بعضی از اوقات همه اینها در دسترس ما نباشد، اما یقیناً خوراکی مثل سماق که به طور جدی با آسپرین رقابت می‌کند و تمام طول سال در کنار ماهست و ما می‌توانیم آن را در دستور غذایی‌مان قرار بدهیم. ما ایرانیها از قدیم‌الایام از سماق استفاده می‌کردیم. سماق اسید اوریک را پائین می‌آورد و خون را پاک می‌کند. گوشت اسیداوریک را بالا می‌برد و جرم خون را سنگین می‌کند. 
* طب سنتی نسبت به مصرف هورمونها در تولید گوشت و مرغ چه عکس‌العملی دارد؟ دیدگاه شما نسبت به این موضوع چیست؟ 
– ایران اولین کشور وارد‌کننده سم در دنیا است. متأسفانه در مصرف سموم شیمیایی ما اولین کشور در جهان هستیم. غالب میوه‌های ما آلوده به سموم شیمیایی هستند. در بین کشورهایی که مواد افزودنی به مرغ و گوسفندانشان می‌زنند، هنوز اعلام نشده است که ما چه رتبه‌ای داریم، اما یقیناً ما رتبه بالایی داریم.همین که اعلام نمی‌کنند معلوم می‌شود رتبه بسیار بالا و خطرناکی داریم. بنابراین، نه ما به عنوان افرادی که طب سنتی را مهر تائید برایش می‌زنیم، بلکه در تمام دنیا این عکس‌العمل وجود دارد. مردم نسبت به افزودنیها چه به گیاهان و چه به پروتئین‌ها نگران هستند. همان‌طور که آلودگی جیوه در دریاها به حدی بالا رفته که ما وقتی ماهی هم می‌خواهیم از دریا بگیریم باز تا حدی نگران هستیم. اینجا انتخاب ما بین بد و بدتر است. مردم بین خوب و خوبتر قدرت انتخاب ندارند. چون غذاهای ارگانیک در کشور ما تعریف نشده است. فرمول پرورش مرغ در ایران یک فرمول آلوده است. ما باید به سمت پرورش مرغ‌های بدون هورمون برویم. ما با کمک یکی از دانشجویان دوره دکتری تغذیه دام و طیور کاری را شروع کرده‌ایم تا جایگزین واکسن از بین گیاهان است. ما در تلاش هستیم کاری کنیم که مرغ‌ها را دیگر واکسن نزنند و آنتی‌بیوتیک جایگزین تولید کنیم. این یک طرح ملی دارد می‌شود. دانشگاه‌های هلند اعلام کرده‌اند که از این طرح‌ حمایت خواهند کرد. 
* به طور خلاصه بفرمائید خواسته‌های شما از دولت چیست؟ 
– معاونت طب سنتی در وزارت بهداشت قرار بود بیاید و یک سری کارهایی را انجام بدهد. مثل آموزش‌ عطارها، آموزش پزشکان، آموزش مردم، بیمه شدن داروهای گیاهی، بیمه شدن خدمات طب سنتی، گسترش مراکز طب سنتی در کشور. اینها هیچ کدام اتفاق نیفتاده و متأسفانه ما می‌بینیم پرونده طب سنتی ایران برای ثبت در میراث فرهنگی یونسکو به صورت غیر کارشناسی توسط تیم طب سنتی در کشور فرستاده شد به یونسکو و قرار است آذرماه این پرونده در کشور آذربایجان مورد بررسی قرار بگیرد. اینها نشانه این است که ما در مورد طب سنتی داریم کم کاری می‌کنیم. در صورتی که در کشوری مثل چین برای تبلیغات طب سنتی خودش بالغ بر دویست و پنجاه میلیون دلار فقط هزینه تبلیغات طب سنتی کرده است. در دولت قبلی، دولت رسماً در مقابل طب سنتی ایستاده بود و هزینه می‌کرد که طب سنتی موفق نشود. 
درخواست ما از دولت این است که از طب سنتی حمایت کند. 
*آیا متولیان و پزشکان طب سنتی تصمیم ندارند تشکلی شبیه تشکل سازمان نظام پزشکی تأسیس کنند؟ 

– ما در دولت قبلی آمدیم و یک تشکلی به نام شورای عالی طب سنتی تأسیس کردیم. وقتی جلسات تشکیل شد، بلافاصله از وزارت بهداشت وقت نامه‌ای آمد و گفتند بیائید شورای عالی طب سنتی را زیر نظر ما تشکیل بدهید. جلسات شورای عالی طب سنتی در ابتدا در هیئت وزیران و به ریاست معاونت اول رئیس‌جمهور تشکیل شد. ما حصل این ماجرا به اینجا رسید که قرار شد یک معاونت طب سنتی تأسیس کنند. آنها گفتند سازمان باید برود مجلس و مجلس باید مجوز بدهد. دولت مخالفت کرد و قرار شد معاونت ایجاد شود. معاونت که تشکیل شد، هیچ کاری انجام نشد و همه کارها فروکش کرد. همین پرونده یونسکوی ما اگر شکست بخورد، اولین مسئولیتش به عهده معاونت طب سنتی وزیر بهداشت است و بعد از آن رئیس دانشکده طب سنتی خواهد بود. 
* در گفتگوهایتان اشاره به مافیای دارو داشتید برای این اظهارنظرتان دلایل و مستنداتی هم دارید؟ 
– تمام علائم موجود به نفع مافیای واردات دارو است. اگر کسی علامتی و سندی دارد که مافیای واردات دارو در ایران وجود ندارد، بیاید بگوید و سند ارائه بدهد. دنیا دارد به سمت طب سنتی می‌رود، ولی در ایران هنوز به این طب بها داده نمی‌شود. هر چه از طب سنتی فاصله بگیریم،‌به سمت واردات بیشتر داروهای خارجی پیش می‌رویم. و خدمت به مافیای واردات دارو خواهیم کرد. گل‌محمدی ما که در قمصر کاشان به عمل می‌آید هیچ کجای دنیا نمونه و مشابه ندارد. 
* این واقعیت است یا فقط شعار و خودبزرگ بینی است؟ 
– واقعیت است. 
* پس چرا دنیا اعتنایی به این موضوع ندارد؟ 
– چرا توجه دارند. آلان ۱۰۰ سی سی گلاب بسته‌بندی شده را کمپانی ایران دارد به قیمت ۱۰۰ دلار می‌فروشد. ما لیاقت اینکه بخواهیم وارد میدان صادرات بشویم نداشتیم. زعفران ما کشور اسپانیا را دچار تحول بزرگ اقتصادی کرده است. اولین تولیدکننده زعفران در دنیا ایران است، اما اولین صادر‌کننده زعفران در جهان اسپانیا است. زعفران را از ما می‌خرند و بسته‌بندی می‌کنند و به دنیا با نام اسپانیا می‌فروشند. مشکل ما مدیران ما هستند. مدیران ما خود کم‌بین هستند. هر چه ما داریم به صورت فله‌ای و ارزان خارج می‌شود و به صورت قطره‌ای و بسیار گران وارد کشور می‌شود. 
*درباره زالو‌درمانی که در طب سنتی از آن استفاده می‌شود، توضیحاتی بدهید. آیا این روش در جهان امروز مورد استقبال و تأئید هست یا نه؟ جایگاه جهانی زالودرمانی چیست؟ 
– ما در طب سنتی از زالو درمانی دفاع می‌کنیم. اما این دفاع محدود به ما نیست. آلان در تمام دنیا از زالودرمانی استفاده می‌شود. جراحانی که در دنیا با مکانیزم کار زالو آشنا هستند می‌گویند خداوند یک موجود کوچکی را آفریده، که وقتی یک جراح دچار یک مشکل بزرگ می‌شود آن به کمکش بیاید و آن موجود چیزی نیست جز زالو. چون جایی که بافت به سمت مرگ جلو می‌رود گذاشتن زالو روی آن بافت باعث می‌شود حیات به آن برگردد. 
روز به روز استفاده از زالو در علوم جراحی دارد بیشتر می‌شود. خیلی جاهای دنیا زالودرمانی دارد جایگزین جراحیهایی مثل جراحی قلب باز می‌شود. ما در ایران تجربه این کار را داریم. موارد بسیاری داریم که افرادی دچار علائمی بودند که دلالت بر این می‌کرد که باید جراحی قلب باز بروند، زالودرمانی کردند و نتیجه گرفتند. در بین کسانی که پایشان می‌خواهد قطع شود، زالودرمانی اعجاز می‌کند. 
* در مورد بیماری آرتروز یا دردهای مفصلی طب سنتی خیلی گزینه‌های مناسبی را دارد. در صورتی که طب کلاسیک آخرین فاز و آخرین هنرش برای درمان آرتروز و دردهای مفاصل این است که “پروتز” بگذارد. 
* ما در شهر سوخته که ۳۷۰۰ سال قبل باستان شناسان تخمین زده‌اند پروتز چشم پیدا کرده‌ایم. 
* در کشور کانادا ۹۰درصد مردم و در آمریکا ۸۵ در صد مردم از داروهای گیاهی برای درمان استفاده می‌کنند. 
* گیاه مرز نجوش یک آنتی‌بیوتیک کامل است. هم رقیق کننده خلط است و هم مجاری ریه‌ها را باز می‌کند. 
* این ضرب‌المثل که می‌گوید شام را با دشمنت بخور دست‌کاری شده و غلط مصطلح گردیده است. شام باید خورده شود و مثل صبحانه باید کامل باشد منتهی در اول شب. نخوردن شام باعث تحلیل قوای عضلانی می‌شود. 
* استفاده از میوه انار، سماق، زغال اخته و مشتقات اینها کاملاً می‌تواند نقش آسپیرین‌ها را ایفا کنند. 
* سماق به طور جدی با آسپیرین رقابت می‌کند. سماق اسیداوریک را پائین می‌آورد. 
* ایران اولین کشور وارد کننده سم در دنیا است. متأسفانه در مصرف سموم شیمیایی اولین کشور در جهان هستیم. غالب میوه‌های ما آلوده به سموم شیمیایی هستند. 
* الان ۱۰۰ سی سی گلاب قمصر کاشان را کمپانی ایرانی دارد به قیمت ۱۰۰ دلار می‌فروشد. 
* زعفران ایران اقتصاد اسپانیا را متحول کرده است. اولین تولید کننده زعفران در دنیا ایران است، اما اولین صادر کننده زعفران در جهان اسپانیا است. 
* ثروتهای گیاهی ما را به صورت فله‌ای و ارزان از ما می‌خرند و به صورت قطره‌ای و بسیا رگران به خودمان می‌فروشند. 
* مافیای واردات دارو در ایران، مانع رشد و اعتلای طب سنتی است 

نویسنده مطلب: دکتر مهدی فهیمی

یک دیدگاه در “دکتر مهدی فهیمی در مصاحبه اختصاصی با روزنامه جمهوری اسلامی

  • حمید

    (۲۲/۰۹/۱۳۹۲ - ۱۹:۳۰)

    سلام دکتر جان برات ارزوی موفقیت دارم .تو یه خورده بیشتر از اونی که باید کار کردی.خیلی از تو متشکرم جون با این کارت یه تفاوت بزرک ایجاد کردی.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد.